بازگشت به وبلاگ بعد از دو سال

خرید بک لینک
به نام خدا

بعد از کلییی سال باز اومدم به این ویلاگ. چن تا از مطالب قدیمیمو خوندم . دارم می بینم که خوب بود و خیلی بهتر از اینه که حرفاتو به یه آشنایی بزنی که بعد بیاد بزنه تو سرت. هم اتاقیمو می گم که چند روزه تصمیم گرفتم دیگه باهاش مثله قبل نباشم. اذیتم می کنه . مهم نیست. تو همه کارهام دخالت می کنه و همش ایراد می گیره و مسخره می کنه و من دوس ندارم.

من الان دانشجوی ارشد برق دانشگاه شیرازم. دانشگاهمو دوس دارم. شهر عالیه شیرز زو هم دوس دارم . ولی در گیری ذهنی زیاد دارم . بزرگترین درگیریم اینه که تلاشم کم. و حسرت می خورم از فرصت هایی که از دست می دم در حالی که می تونم بهترین استفاده ها رو از این دانشگاه و اساتید بکنم. نمی دونم از تنبلیمه واقعا؟

بیام و همه رو بذارم کنار. سعی کنم از زمانم درست استفاده کنم . حافظ بهم می گه بخت و اقبال باهاته فقط باید تلاشتو بیشتر کنی هیچ چیزی بدون زحمت و تلاش به دست نمیاد.

قراره از این به بعد بریم پیاده روی غروبا. امیدوارم حالمو بهتر کنه .

دخالت تو کار بقیه اصا درست نیست. ایراد گرفتن ازشون اصا درست نیست . اینکه خودتو خیییلی خوب و مهربون ببینی و بقیه رو نامهربون اصا کار خوبی نیست . مسخره کردن کار خوبی نیست . منت گذاشتن کار خوبی نیست. خوبی های بقیه رو فراموش کردن اصا خوب نیست. هم اتاقیه من همه این ویژگی ها رو داره . بهم می گه تو یه بی عاطفه ایی که اگه کسی پیشت بمیره عین خیالتم نیست. تصمیم گرفتم دیگه هیچ بحثی باهاش نکنم. اینطوری درسته شاید یه چیزایی رو از دست می دم ولی برام بهتره....

دعام کنید

واسه خواهرمم دعا کنید امروز عمل داره

دوستون دارم

بای

وبلاگ یه مامان برقی...

ما را در سایت وبلاگ یه مامان برقی دنبال می‌کنید

برچسب: بازگشت به زندگی وبلاگ,وبلاگ بازگشت به طبیعت,کد بازگشت به بالا وبلاگ,وبلاگ بازگشت به خدا, نویسنده: بازدید: 191 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 10:43

صفحه بندی